لباس نمازگزار

« لباس نمازگزار »
    لباس نمازگزار شش شرط دارد :
1 ـ آن كه پاك باشد.
2 ـ آن كه مباح باشد.
3 ـ آن كه از اجزاء مردار نباشد .
4 ـ آن كه از اجزاء حيوان حرام گوشت نباشد .
5 و 6 ـ آن كه اگر نمازگزار مرد است ، لباس او ابريشم خالص و طلاباف نباشد .
    و تفصيل اينها در مسائل آينده گفته مى شود .

شرط اول :
    « 224 » لباس نمازگزار بايد پاك باشد و اگر كسى در حال اختيار با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است. مگر در مواردى كه استثنا شده و بعدا خواهد آمد.
    « 225 » كسى كه از روى تقصير نمى داند با بدن و لباس نجس، نماز باطل است، اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.
    « 226 » اگر به واسطه ندانستن مسأله از روى تقصير ، چيز نجس را نداند نجس است، مثلاً نداند عرق كافر نجس است، و با آن نماز بخواند، نمازش باطل است.
    « 227 » اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نمازش صحيح است.
    « 228 » اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است، و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.
    « 229 » كسى كه در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن يا لباسش نجس شود و نجس طورى نباشد كه نماز با آن بى اشكال باشد ( كه بعدا خواهد آمد ) بلكه طورى نجس شود كه نماز خواندن با آن صحيح نباشد و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود كه نجس شده يا بفهمد بدن يا لباسش نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس يا بيرون آوردن آن ، نماز را به هم نمى زند ، بايد در بين نماز بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض نمايد يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده ، لباس را بيرون آورد . ولى چنانچه طورى باشد كه اگر بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض كند يا بيرون آورد، نماز به هم مى خورد ، يا اگر لباس را بيرون آورد ، برهنه مى ماند ؛ بايد نماز را بشكند و با بدن و لباس پاك نماز بخواند . و همين حكم در مورد كسى كه در بين نماز فهميد كه قبلاً بدن يا لباسش نجس شده است ولى تا به حال نمى دانسته ، در مورد بقيه نماز كه مى خواهد بخواند ، بنا بر اظهر جارى است .

    « 230 » كسى كه در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز لباس او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند، بفهمد كه نجس شده يا بفهمد كه لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن يا عوض كردن يا بيرون آوردن لباس، نماز را به هم نمى زند و مى تواند لباس را بيرون آورد بايد لباس را آب بكشد يا عوض كند يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده، لباس را بيرون آورد و نماز را تمام كند. اما اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمى تواند آب بكشد يا عوض كند، در صورتى كه مى تواند لباس نجس را كم كند يعنى مقدارى كه لازم نيست را از بدن بيرون آورد، بايد اين كار را انجام دهد و در غير اين صورت بايد با همان لباس نجس نماز بخواند .
    « 231 » كسى كه در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند ملتفت شود كه نجس شده، يا بفهمد بدن او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده يا اين كه در بين نماز بفهمد كه قبلاً در حال نماز بدنش نجس شده و تا به حال نمى دانسته، در تمامى اين موارد در صورتى كه آب كشيدن بدن، نماز را به هم نمى زند، بدن را آب بكشد و اگر نماز را به هم مى زند، بايد با همان حال نماز را تمام كند و نماز او صحيح است.

    « 232 » كسى كه در پاك بودن بدن يا لباس خود شك دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده، نماز او صحيح است؛ امّا اگر مى دانسته كه قبلاً نجس بوده و بعد شك كرد كه پاك شده يا نه و به همان حال نماز خواند و بعد از نمازفهميد كه پاك نشده بود، دراين صورت نمازش باطل است.
    « 233 » اگر لباس را آب بكشد و يقين كند پاك شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاك نشده، نمازش صحيح است و همچنين اگر ديگرى لباس او را آب بكشد ـ كه اين كار را به او واگذار كرده بود ـ و بعد بفهمد كه پاك نشده يا اين كه فهميد بدن يا لباسش نجس شده، و همان طور نماز خواند و بعد از نماز فهميد كه اشتباه كرده و پاك بوده است؛ در تمامى اين موارد نمازش صحيح است.
    « 234 » اگر خونى در بدن يا لباس خود ببيند و يقين كند كه از خونهاى نجس نيست، مثلاً يقين كند كه خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهايى بوده كه نمى شود با آن نماز خواند، نمازش صحيح است.
    « 235 » اگر يقين كند خونى كه در بدن يا لباس او است، خون نجسى است كه نماز با آن صحيح است، مثلاً يقين كند خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده كه نماز با آن باطل است، نمازش صحيح است.
    « 236 » اگر نجس بودن چيزى را فراموش كند و بدن يا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نمازش صحيح است. ولى اگر بدنش با رطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد، و بدون اين كه خود را آب بكشد، غسل كند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است ، مگر اين كه طورى باشد كه به غسل نمودن، بدن نيز پاك شود . و نيز اگر جايى از اعضاى وضو با رطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و پيش از آن كه آنجا را آب بكشد، وضو بگيرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى باشد مگر اين كه طورى باشد كه به وضو گرفتن، اعضاى وضو نيز پاك شود.

    « 237 » كسى كه يك لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب كشيدن يكى از آنها آب داشته باشد، احتياط در اين است كه بدن را آب بكشد و با لباس نجس نماز بخواند؛ ولى در صورتى كه نجاست يكى از آنها بيشتر باشد، لازم است بنا بر احتياط آن را آب بكشد، بلكه بعيد نيست وظيفه اش همين باشد.
    « 238 » كسى كه غير از لباس نجس، لباس ديگرى ندارد و دراثرتنگى وقت يا به علّت ديگرى نمى تواند آن را تطهيركند، بايد با آن نماز بخواند و نمازش صحيح است.
    « 239 » كسى كه دو لباس دارد، اگر بداند يكى از آنها نجس است و نداند كدام است، چنانچه وقت دارد بايد با هر دو لباس نماز بخواند، مثلاً اگر مى خواهد نماز ظهر و عصر بخواند، بايد با هر كدام يك نماز ظهر و يك نماز عصر بخواند ولى اگر وقت تنگ است، با هر كدام نماز بخواند كافى است.

شرط دوم :
    « 240 » لباس نمازگزار بايد مباح باشد و كسى كه مى داند پوشيدن لباس غصبى حرام است ، اگر عمدا در لباس غصبى نماز بخواند ، بنا بر احتياط بايد آن نماز را دوباره با لباس غير غصبى بخواند ، گرچه با تحقق قصد قربت، اظهر صحت نماز است . و در صورت غصبى بودن چيزهايى كه به تنهايى عورت را نمى پوشاند مثل عرقچين ، و همچنين چيزهايى كه نمازگزار آنها را پوشيده ولى ساتر مباح ديگرى دارد نيز همين حكم جارى است .
    « 241 » كسى كه مى داند پوشيدن لباس غصبى حرام است، ولى نمى داند نماز را باطل مى كند، اگر عمداً با لباس غصبى نماز بخواند حكمش همان است كه در مسأله قبل گفته شد .
    « 242 » اگر لباسى را با رنگ غصبى رنگ نمايند و عين آن باقى باشد؛ يا با نخ غصبى دوخته باشند به طورى كه آن نخ عرفاً تلف شده حساب نشود، نماز با آن حرام و بنا بر احتياط باطل است .

    « 243 » اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است اگر چه خودش آن لباس را غصب كرده باشد و با آن نماز بخواند، نمازش بنابر اظهر صحيح است.
    « 244 » اگر صاحب لباس غصبى در خصوص نماز در آن لباس اذن داد و يا به طريقى علم به رضايت او حاصل شد، نماز خواندن در آن لباس صحيح است.
    « 245 » اگر با عين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده لباس بخرد تا زمانى كه از پول ديگرى خمس يا زكات آن را نداده است نماز خواندن در آن لباس حرام و بنا بر احتياط باطل است .

شرط سوم :
    « 246 » لباس نمازگزار بايد از اجزاى حيوان مرده اى كه خون جهنده دارد نباشد . ولى اگر از اجزاى حيوان حلال گوشت مرده اى كه مانند ماهى ، خون جهنده ندارد لباس تهيه كند ، نماز در آن مانعى ندارد .
    « 247 » اگر چيزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم كه روح ندارد همراه نمازگزار باشد ، يا با لباسى كه از آنها تهيه كرده اند نماز بخواند ، نمازش صحيح است .

شرط چهارم :
    « 248 » لباس نماز گزار بايد از اجزاى حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده دارد نباشد و اگر مويى از آن هم همراه نمازگزار باشد ، نماز او بنا بر اظهر و احوط باطل است ؛ و اگر خون جهنده ندارد احتياط در اجتناب است بلكه اجتناب بى وجه نيست اگر چه بشود آن را تذكيه كرد يعنى به دستور شرع آن را ذبح كرد و يا تذكيه آن مشكوك باشد .
    « 249 » اگر آب دهان يا بينى يا رطوبت ديگرى از حيوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن يا لباس نمازگزار باشد، بايد در حال نماز از آن اجتناب كرد.
    « 250 » اگر مو، عرق و آب دهان انسانى بر بدن يا لباس نمازگزار باشد و آنها پاك باشند نماز اشكال ندارد.
    « 251 » اگر شك داشته باشد كه لباسى از مو يا پشم يا كرك حيوان حلال گوشت است يا حرام گوشت، چه در كشورهاى اسلامى تهيه شده باشد چه در كشورهاى غير اسلامى، نماز خواندن با آن مانعى ندارد؛ و اگر جنس آن از پوست و چرم و مانند آن باشد حكم آن در احكام طهارت، بحث مردار، گفته شد.
    « 252 » اگر انسان احتمال دهد دكمه صدفى و مانند آن ، از حيوان است نماز خواندن با آن مانعى ندارد و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد نماز خواندن با آن مانع ندارد.
    « 253 » با پوست سنجاب و خز نماز خواندن بنابراظهراشكال ندارد، بعد از اينكه بدانيم به دستور شرع تذكيه شده است؛ ولى احتياط، اجتناب از سنجاب است.
    « 254 » اگر با لباسى كه نمى داند كه از حيوان حرام گوشت است نماز بخواند نمازش صحيح است.

شرط پنجم :
    « 255 » پوشيدن لباس طلاباف براى مرد حرام است . و باطل شدن نماز با آن به طور مطلق در همه موارد محل تأمل است و احتياط در باطل بودن نماز است بلكه بى وجه نيست ؛ ولى براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد .
    « 256 » زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست كردن و بستن ساعت مچى طلا به دست براى مرد در نماز و غير نماز حرام است ، و در باطل بودن نماز با آنها تأمل است اگرچه مطابق احتياط بلكه خالى از وجه نيست . و همراه داشتن طلا و حمل آن بدون اينكه صدق پوشش بكند ، و همچنين دندانى كه پوشش طلا دارد براى مرد در نماز مانعى ندارد . ولى زينت كردن به طلا براى زن ، در نماز و غير نماز اشكال ندارد .
شرط ششم :
« 257 » لباس مرد نمازگزار بايد ابريشم خالص نباشد و در غير نماز هم پوشيدن آن براى مرد حرام است ولى چيزهايى مثل عرقچين و يا بند شلوار و جوراب و مانند آن ـ كه به تنهايى عورت را نمى پوشاند ـ اگر ابريشم خالص باشد بنا بر اظهر نماز با آنها صحيح است گرچه خلاف احتياط است .
    « 258 » اگر آستر تمام لباس يا آستر مقدارى از آن ابريشم خالص باشد، پوشيدن آن براى مرد خالى از اشكال نيست.
    « 259 » دستمال ابريشمى و مانند آن، اگر در جيب مرد باشد اشكال ندارد و نماز را باطل نمى كند.
    « 260 » پوشيدن لباس ابريشمى براى زن و خنثاى مشكل بنا بر اظهر در نماز و غير نماز اشكال ندارد ؛ ولى صحت نماز پسر غيرمكلّف با لباس ابريشمى در حال اختيار ، بنا بر شرعيت نماز او ، محل تأمل است .
    « 261 » پوشيدن لباس غصبى و ابريشمى خالص و طلاباف و لباسى كه از مردار تهيه شده، در حال ناچارى مانعى ندارد؛ و نيز كسى كه ناچار است لباس بپوشد و لباس ديگرى غير از اينها ندارد و تا آخر وقت هم ناچارى او از بين نمى رود، مى تواند با اين لباسها نماز بخواند.
    « 262 » اگر غير از لباس غصبى و لباسى كه از مردار تهيه شده، لباس ديگرى ندارد و ناچار نيست لباس بپوشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
    « 263 » اگر غير از لباسى كه از حيوان حرام گوشت تهيه شده لباس ديگرى ندارد، چنانچه در پوشيدن لباس ناچار باشد، مى تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد.
    « 264 » اگر مرد غير از لباس ابريشمى خالص يا طلاباف، لباس ديگرى نداشته باشد، چنانچه در پوشيدن لباس ناچار نباشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

    « 265 » پوشيدن لباس مخصوص زنان براى مرد ، و همچنين پوشيدن لباس مخصوصِ مردان براى زن ، حرام است ، اگر چه حرام بودن تا موقعى كه داخل در لباس شهرت نباشد ، مورد تأمل است، و نيز تزيين هريك از مرد و زن به زينت ديگرى ، حرام است ؛ و لباس شهرت عبارت از لباسى است كه از جهت جنس يا رنگ يا نحوه بُرش و دوخت و مانند آن خلاف شأن و زىّ پوشنده لباس باشد .

موارد استثناء بدن و لباس نمازگزار
    « 266 » در چهار صورت كه تفصيل آنها بعدا گفته مى شود ، اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد ، نماز او صحيح است :
    1 ـ به واسطه زخم يا جراحت يا دملى كه در بدن او است، لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد .
    2 ـ بدن يا لباس او به مقدار كمتر از دِرهم ، ـ كه تقريبا به اندازه بند سر انگشت سبابه ( انگشت شهادت ) مى شود ـ ، به خون آلوده باشد .
    3 ـ ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند .
    4 ـ لباس هاى كوچك او مانند جوراب و عرقچين ، نجس باشد .
    احكام اين چهار صورت به تفصيل در مسائل بعد گفته مى شود .
    « 267 » اگر در بدن يا لباس نمازگزار خون زخم يا جراحت يا دمل باشد ، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم سخت است ، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده است ، مى تواند با آن خون نماز بخواند ، و اگر طورى است كه براى مردم آب كشيدن آن سخت نيست ، ولى براى شخص او سخت و مشكل است ، صحت نماز با اين لباس يا بدن خالى از وجه نيست ؛ و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشته اند و نجس شده ، در بدن يا لباس او باشد .
    « 268 » اگر خون بريدگى و زخمى كه به زودى خوب مى شود و شستن آن آسان است، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.
    « 269 » اگر جايى از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جايز نيست با آن نماز بخواند. ولى مقدارى از بدن يا لباس كه معمولاً به رطوبت زخم آلوده مى شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
    « 270 » اگر از بواسيرى كه دانه هاى آن بيرون نباشد يا زخمى كه توى دهان و بينى و مانند اينها است ، خونى به بدن يا لباس برسد ، بنابر اظهر نمى تواند با آن نماز بخواند مگراينكه عرفا مضطر ومجبور باشد با همين بدن يالباس نماز بخواند يا براى شخص او آب كشيدن يا تعويض آنها مشكل و سخت باشد. و اما خون بواسيرى كه دانه هاى آن بيرون است و يااينكه در داخل بوده ولى مثل بواسيرى كه در بيرون است بدن يا لباسش رانجس مى كند ، بدون اشكال نماز خواندن با آن جايز است .

    « 271 » كسى كه بدنش زخم است ، اگر در بدن يا لباس خود خونى كه بيشتر از دِرهم است ببيند و نداند از زخم است يا خون ديگر ، بنا بر اظهر جايز است با آن نماز بخواند .
    « 272 » اگر سر سوزنى خون سگ، خوك، كافر، مردار و حيوان حرام گوشت بنا بر احوط، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است و بنا بر احتياط خون حيض ، نفاس ، استحاضه ، نيز چنين است . ولى خون هاى ديگر مثل خون بدن انسان يا خون حيوان حلال گوشت ، اگر چه در چند جاى بدن و لباس باشد ، در صورتى كه روى هم كمتر از دِرهم باشد ، نماز خواندن با آن اشكال ندارد .
    « 273 » اگر چند زخم در بدن باشد چنانچه مى شود آنها را موقع آب كشيدن ، جداى از يكديگر تطهير كرد و براى آن شخص مشكل نباشد، هركدام يك زخم حساب مى شود، اگر چه زخم ها نزديك به هم باشد، و هركدام كه خوب شد بايد بدن يا لباس را از خون آن آب كشيد.
    « 274 » بايد مجموع خونى كه در لباس است از مقدار يك درهم بيشتر نباشد، بنا بر اين خونى كه به پشت لباس رسيده يا به آستر لباس هم سرايت كرده جداگانه حساب مى شود و بايد مجموع جاهايى را كه خونى شده، در نظر گرفت كه اگر از يك درهم كمتر بود، مانعى ندارد و گرنه بايد آب كشيده يا تعويض شود.
    « 275 » اگر خون بدن يا لباس كمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد كه اطراف را آلوده كند، در صورتى كه خون و رطوبتى كه به آن رسيده، به اندازه درهم نباشد، بنا بر اظهر نماز صحيح است.
    « 276 » اگر بدن يا لباس خونى نشود، ولى با رطوبت به خون برسد و نجس شود ، اگر مقدارى كه نجس شده كمتر از درهم باشد، بنا بر اظهر مى شود با آن نماز خواند .

    « 1 » اگر خونى كه در بدن يا لباس است كمتر از درهم باشد و نجاست ديگرى به آن برسد مثلاً يك قطره بول روى آن بريزد، و به بدن يا لباس برسد، نماز خواندن با آن جايز نيست .
    « 2 » اگر لباس هاى كوچك نمازگزار مثل عرقچين و جوراب ، كه نمى شود با آنها عورت را پوشانيد ، نجس باشد ، چنانچه از مردار و حيوان نجس العين درست نشده باشد ، نماز با آن صحيح است و بنا بر احتياط بايد از ساير حيوانات حرام گوشت نيز درست نشده باشد و يا با رطوبت با آنها ملاقات نكرده باشد . و اگر با انگشتر نجس نماز بخواند اشكال ندارد .
    « 3 » چيز نجس مانند دستمال و كليد و چاقوى نجس جايز است همراه نمازگزار باشد و اگر لباسى كه ساتر عورت نيست ، همراه او باشد ولى آن را نپوشيده و نجس است ، نماز با آن اشكال ندارد . و اگر ساتر عورت باشد احوط اجتناب است .
    « 4 » اگر مى داند خونى كه در بدن يا لباس او است، كمتر از درهم است ولى احتمال مى دهد از خون هايى باشد كه نماز را باطل مى كند، جايز است كه با آن خون نماز بخواند و شستن لازم نيست.
    « 5 » اگر خونى كه در لباس يا بدن است كمتر از درهم باشد و نداند كه از خون هايى است كه نماز با آن باطل است و نماز بخواند و بعد معلوم شود كه از خون هايى بوده كه نماز با آن باطل است، اعاده نماز لازم نيست؛ و همچنين است اگر اعتقاد پيدا كند كه كمتر از درهم است و نماز بخواند و بعد معلوم شود كه به مقدار درهم يا بيشتر بوده كه در اين صورت نيز اعاده لازم نيست.

مكروهات لباس نمازگزار
    « 6 » اگر نمازگزار چند چيز را به اميد اين كه ثواب نمازش زياد شود ترك كند خوب است . قسمتى از آنها عبارتند از : پوشيدن لباس سياه غير از عمامه و كساء ، و لباس نازك كه ساتر عورت باشد، و شلوار را روى پيراهن قراردادن، و بدون حنك با عمامه نماز خواندن، و بدون رداء امام شدن، و پوشيدن لباس كسى كه از نجاست پرهيز نمى كند، و لباسى كه نقش صورت دارد، و دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد، و نماز خواندن با نقاب و خلخال ( زيورى كه زنان در پا مى كنند و صدا مى كند ) براى زنان و با نقاب براى مردان .

« مكان نمازگزار »
    مكان نمازگزار دو شرط دارد :
شرط اول : مكان مباح باشد .
شرط دوم : مكان نمازگزار از نجاست مرطوبى كه به بدن و لباس نمازگزار سرايت كند خالى باشد .
    « 7 » كسى كه در ملك غصبى نماز مى خواند اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد ، نمازش باطل است، اگر قصد قربت در نماز نداشته باشد ؛ و همچنين است بنا بر احتياط اگر قصد قربت داشت ؛ ولى نماز خواندن در زير سقف و خيمه غصبى و در جائى كه فقط ديوار آن غصبى است بنا بر اظهر مانعى ندارد .
    « 8 » نماز خواندن در ملكى كه منفعت آن مال ديگرى است ، بدون اجازه او باطل است مثلاً در خانه اجاره اى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه كسى كه آن خانه را اجاره كرده نماز بخواند ، نمازش باطل است ، مگر اين كه بداند و يا نشانه هايى در كار باشد كه گمان كند مستأجر به نماز خواندن او راضى است بنا بر اظهر ، بلكه اگر نداند يا نشانه هايى نسبت به عدم رضايت مستاجر در كار نباشد تا موجب گمان به عدم رضايت مستاجر شود باز مى تواند بنا بر اظهر نماز بخواند ؛ و همچنين است اگر در ملكى كه ديگرى در آن حقّى دارد نماز بخواند ، مثلاً اگر ميّت وصيت كرده باشد كه ثلث مال او را به مصرفى برسانند ، تا وقتى ثلث را جدا نكنند ، نمى شود در ملك او نماز خواند .
    « 9 » نماز خواندن در خانه پدر ، مادر ، فرزند ، جدّ ، جدّه ، برادر ، خواهر ،عمو ، عمّه ، دايى و خاله بدون اذن آنها جايز نيست و حال آنها ، با ساير مردم مساوى است.

    « 10 » شخص معذور ، مثل محبوس در مكان غصبى و يا مضطرّ ، اگر اميد تمكن و برطرف شدن عذر را تا آخر وقت دارد بنا بر احوط بايد نماز را تأخير بيندازد ؛ و در صورتى كه تمكن بيرون رفتن از آن مكان را ندارد نماز در آن جا صحيح است.
    « 11 » اگر در جايى نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه غصبى بوده يا در جايى كه غصبى بودن آن را فراموش كرده، نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او بنا بر اظهر صحيح است اگر چه خودش غصب كرده باشد . ولى اگر در بين نماز فهميد كه آن مكان غصبى است در صورت امكان بدون اين كه نماز را به هم بزند بايد بقيه نماز را در مكان مباح انجام دهد ، و در صورتى كه ممكن نباشد بايد نماز را قطع كند و در جايى مباح ، نماز را از سر بگيرد ؛ و اگر وقت تنگ است آنچه از نماز بجا آورده صحيح است و بقيّه نماز را در حين خروج از آن مكان بجا مى آورد .
    « 12 » اگر بداند جايى غصبى است ولى نداند كه در جاى غصبى نماز باطل است و در ندانستن مسأله هم كوتاهى كرده و مقصر باشد و در آنجانماز بخواند، نماز او باطل است، اگر قصد قربت نداشت، و اگر قصد قربت در نماز داشت باز بنابر احتياط نمازش باطل است.
    « 13 » كسى كه در ملكى با ديگرى شريك است ، اگر سهم او جدا نباشد ، بدون اجازه شريكش نمى تواند در آن ملك تصرف كند و نماز بخواند .
    « 14 » نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند اينها كه براى واردين آماده است اشكال ندارد مگر اين كه انسان بداند يا نشانه هايى در كار باشد كه گمان كند صاحبش به نماز خواندن او راضى نيست . و جاهاى ديگر كه ملك كسى مى باشد نيز در اين مسأله مانند اين مكان هاى عمومى است كه در صورتى نماز صحيح نيست كه بداند و يا نشانه هايى در كار باشد كه گمان كند صاحبش راضى نيست .
    « 15 » در زمين بسيار وسيعى كه از آبادى دور و چراگاه حيوانات است نماز خواندن و نشستن و خوابيدن اشكال ندارد مگر اين كه انسان بداند و يا نشانه هايى در كار باشد كه گمان كند صاحبش راضى نيست بنا بر اظهر ؛ و همچنين در زمين هاى زراعتى هم كه نزديك ده است و ديوار ندارد، اگر چه در ميان مالكين آنها صغير و ديوانه باشد، نماز و عبور و تصرفات جزئى اشكال ندارد ، ولى اگر يكى از صاحبانش ناراضى باشند تصرف در آن حرام و نماز باطل است .

    « 16 » نماز خواندن جلوتر يا مساوى قبر پيامبر عليه السلام و امام صلى الله عليه و آله وسلم در صورتى كه بى ادبى نسبت به آنها نباشد بنابراظهر مكروه است ولى احتياط مستحب اين است كه به طور كلى از اين كار مخصوصاً از جلوتر ايستادن اجتناب شود.
    « 17 » اگر در نماز چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد كه مساوى يا جلوتر از قبر ايستادن بى احترامى نشود اشكال ندارد، ولى صندوق شريف و ضريح و پارچه اى كه روى آن افتاده براى فاصله شدن كافى نيست.
    « 18 » مكان نمازگزار اگر نجس است نبايد به طورى تر باشد كه رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد مگر اين كه طورى تر باشد كه اگر نجاست به بدن يا لباس سرايت كرد نماز را باطل نكند چنان كه خواهد آمد؛ ولى جايى كه پيشانى را بر آن مى گذارد اگر نجس باشد در صورتى كه خشك هم باشد نماز باطل است.
    « 19 » نماز خواندن زن جلوتر از مرد يا مساوى و همدوش با مرد مكروه است بنا بر اظهر ، مگر اين كه بين آن دو ، چيزى مانند پرده و مانند آن حائل بشود و يا اين كه بين آن دو به مقدار حد اقل يك وجب و حد اكثر ده ذراع كه حدود پنج متر مى شود فاصله باشد كه در اين صورت كراهت كم و يا برداشته مى شود.

RSS

تحلیل آمار سایت و وبلاگ