احكام ارث

احكام ارث

ميزان در ارث بردن پسر و دختر از ثلث

1449. فردى ثلث خود را براى هزينه ازدواج دختر و پسر خود وصيت نمود، آيا دختر و پسر به صورت مساوى سهم مى برد يا چون هزينه  هاى ازدواج دختر بيشتر است، متناسب با نيازهاى ازدواجشان به آن ها مى  رسد؟

ج. تابع كيفيت وصيت است و اگر وصيت در اين جهت اجمال دارد، آن دختر و پسر احتياطا با هم مصالحه كنند.

 

ثلث چيست

1450. منظور از ثلث در تقسيم تركه ميّت چيست؟

ج. مقصود از ثلث مال كه وصيت در آن نافذ است، ثلث مال در وقت وفات وصيت كننده است، پس اگر در اثر نقصان اموال، مقدار ثلث اموالش در وقت وفات كمتراز زمان وصيت شده باشد، وصيت او در ثلث اموال موجود نافذ است.

 

نحوه تقسيم ارث بدون وجود وصيت

1451. اگر ميتى وصيت خاصى نكرده باشد، تقسيم اموال او به چه صورت است؟

ج. بعد از خارج كردن تجهيزات واجبه و ديون ميّت، اعم از حقوق اللّه  و حقوق النّاس، بر حسب تقسيم ارث بين ورثه قسمت مى  شود.

دريافت سهم ثلث بعد از ازدواج

1452. دخترى كه به هنگام ازدواج، به علّت ممكن نبودن فروش اموال به ارث گذاشته شده، سهمى به عنوان هزينه ازدواج از ثلث مال پدرش نصيبش نشده، آيا اكنون مى  توان از ثلث مال مقدار سهمش را جدا كرد و به او داد، در صورتى كه وصيت به ثلث براى اين هزينه بوده است؟

ج. اگر دين آن باقى است، بايد پرداخت شود وگرنه احتياطا مصالحه شود، بلى اگر وصيت كننده سهم هر كدام را معيّن كرده، ظاهرا در هر صورت به او پرداخت مى  شود.

 

اعتبار نظر مرجع وارث

1453. آيا وارث ميّتى كه آن ميّت به احكام لقطه  اى كه پيدا كرده بود عمل ننموده، بايد طبق فتواى مرجع ميّت عمل نمايد يا مرجع خودش؟

ج. ميزان، نظر مجتهد خودش هست و احتياط در اجازه  ى حاكم است.

 

جدا نمودن سهم ازدواج صغار از ثلث

1454. آيا مى  توان سهم ازدواج هر يك از صغار را از ثلث مال تقسيم نمود و از باب مقدّمه ازدواج براى آن ها مسكن يا قطعه زمينى خريدارى كرد، در صورتى كه وصيت به ثلث براى اين هزينه بوده است؟

ج. در صورتى كه به مصلحت صغار با اجازه  ى ولىّ شرعى باشد، مانعى ندارد.

 

دادن چك به فرزند توسّط پدر و فوت وى

1455. پدرى در حال سلامت چكى را ـ كه طلب كار بوده ـ به فرزندش مى  دهد و مى  گويد مبلغ آن را فلان وسيله براى فلان فرزندش خريدارى كند، بعد بيمار شده و وفات مى  نمايد. آيا مبلغ اين چك به فرزند خاصّ مى  رسد يا به همه  ى ورثه تعلّق دارد؟

ج. اگر در مقام وصيّت بوده، در ثلث تركه  اش نافذ است و بايد به آن عمل شود و در غير اين صورت، به همه  ى ورثه تعلّق دارد، اگرچه خوب است ورثه در همان مورد مصرف نمايند.

 

ميهمان شدن در منزلى كه صغير هست

1456. پدر خانواده  اى فوت كرده و مادر سرپرستى خانواده را عهده  دار مى  باشد. طفل صغيرى در اين خانواده است كه مستمرّى براى تمام افراد خانواده از جمله براى آن طفل صغير، ماهانه از دستگاه دولتى مى  دهند. آيا مى  شود ميهمان اين خانواده شد؟

ج. تصرّف در مال صغير بايد با اذن قيّم شرعى و مصلحت او باشد.

 

لزوم پرداخت خمس قبل از تقسيم

1457. اگر متوفّى خمس مالى را كه برذمّه  اش مستقرّ شده ادا نكرده باشد، آيا مى  توان آن را بين وارث ها تقسيم نمود، به اين قصد و شرط كه هر يك پس از فروش حصّه خود يا در صورت عدم قصد فروش پس از محاسبه و قيمت گذارى حصّه خود خمس مزبور را ردّ نمايد؟

ج. اگر با اذن حاكم شرع باشد مانعى ندارد، واللّه  العالم.

 

ادّعاى طلب كارى زوجه از زوج متوفّى

1458. شخصى از دنيا رفته و داراى فرزندى صغير و زوجه مى  باشد. زوجه  اش بدون دليل و بيّنه  اى ادّعا مى  كند كه از متوفّى طلب كار است، آيا ماترك متوفّى متعلّق به فرزندش مى  باشد و ادّعاى مادر فرزند مسموع است و آيا خرج اين فرزند صغير به عهده  ى مادر و يا جدّ مادرى مى  باشد؟

ج. در فرض سؤال يك هشتم تركه  ى ميّت متعلّق به زوجه  ى او است، به توضيح ذكر شده در مسأله  ى 2248 رساله رجوع شود، و باقى تركه حقّ فرزند است، اگر ميّت پدر و مادر ندارد و اگر ميّت ديون معلومى داشته باشد، بايد از اصل تركه بپردازند و صرف ادّعا، مثبت دين نيست مادامى كه به ثبوت شرعى نرسد، و نفقه  ى طفل اگر جدّ پدرى نداشته باشد و اموالى هم كه نفقات او را تأمين كند نداشته باشد، بر عهده  ى مادر است، واللّه  العالم.

 

زمين باير به ارث رسيده و عمران آن

1459. زمين بايرى كه سال ها در آن كشت نشده است، به نام كسى است و آن شخص مدّت بيست و پنج سال است فوت نموده است. ورثه  ى آن مرحوم هم در اين مدّت به عمران و آبادى زمين مذكور اقدام نكرده  اند. چنان چه يكى از ورّاث يا شخص ديگرى آن را به حدّ بهره  بردارى آباد كند، مالك آن زمين مى  شود؟

ج. اگر زمين قبلاً آباد و ملك متوفّى بوده، فعلاً مال ورثه است و تصرّف در آن بايد با رضايت همه  ى آن ها باشد و به احيا مالك نمى  شود و مى  توانند از ورثه يا ولىّ غايب از ورثه اجاره نمايند.

 

تقسيم به وسيله  ى نوشته

1460. پدرى در زمان حيات خود زمين ها و ساير اموال خود را تقسيم نموده است و به هر يك از ورّاث نوشته  اى داده است، آيا بعد از فوتش وارثين مى  توانند بگويند اين نوشته را قبول نداريم و مجدّدا بايد تقسيم شود؟

ج. مجرّد نوشته دادن كافى نيست، اگر با ورثه مصالحه  ى شرعيّه نموده يا هبه كرده و تحويل آن ها داده است، ملك آن ها شده است.

 

تقسيم ماترك قبل از اخراج ثلث

1461. قبل از اخراج ثلث، وارثين ماترك وصيت كننده را تقسيم نموده  اند. آيا مى  توانند تصرّف كنند؟

ج. نمى  توانند تصرّف كنند، مگر در صورت عمل به وصيّت.

اتومبيل متوفى كه در اختيار فرزند بوده است

1462. پدرى متوفّى در حال حيات نوشته است: «وانت نيسان سال فلان از بانك كشاورزى گرفته  ام» و قسط آن را راننده  ى آن وانت كه فرزندش است پرداخت كرده است و مدّت چند سال در اختيار ايشان مى  باشد، ولى سند وانت به نام پدر است. آيا بعد از فوت پدر وارثين ديگر حقّى از اين وانت دارند؟

ج. اگر براى فرزند خريده و يا بعد از خريدن به او واگذار و هبه شرعى كرده حقّى ندارند؛ اما اگر واگذارى او به نحو اباحه تصرف بوده، وارثين ديگر نيز در آن حق دارند.

 

زمين هاى اصلاحات ارضى و ارث برى آن

1463. در زمان تقسيم اراضى در سراسر مملكت، زمين هاى زراعى مورد نسق، به خود كشاورزان واگذار گرديد. مالك يكى از زمين ها يك بيستم از تمام زمين را براى خود و بقيّه  ى زمين ها را به دو فرزند متوفّى (كه در زمان حيات در زمين مالك كار و رعيتى مى  كرده) با نظارت هيأت اعزامى واگذار نموده و سند رسمى نيز از اداره  ى ثبت صادر گرديد. اكنون پس از گذشت سى سال دختران متوفّى مطالبه  ى ماترك پدر مى  نمايند، حتّى از زمينى كه در زمان حيات پدر به عنوان مزارعه در دست فرزندان پسر بود، در صورتى كه زمين ها در دست و تصرّف فرزندان پسر بوده است و مال مالك؛ و دولت آن زمان نسق زمين هاى زراعى را به كشاورزان عمل  كننده انتقال داده است نه اين كه ماترك پدرى باشد، تقاضامنديم حكم مسأله را بيان فرماييد؟

ج. اگر در وقت موت متوفّى زمين ها ملك او نبوده و از مالك اوّلى شرعا به او منتقل نشده، از تركه  ى او محسوب نمى  شود و حكم ميراث ندارد و خصوصيات فعلى و تشخيص موضوع با خود مكلّف است.

تصاحب مال ميّت توسط پسر بزرگ و مادر

1464. مردى كه داراى دو پسر و سه دختر و همسر بوده، بيست سال است از دنيا رفته، در زمان فوت وى يكى از دختران مبتلا به بيمارى روانى و يكى از فرزندان پسرش صغير بوده است. پسر بزرگ به اتّفاق مادر اموال باقى  مانده متوفّى را بيش از سهم ارثيه براى خود قرار داده و به امضاى همگان رسانده است؟ اكنون وارثين از جريان اطّلاع پيدا كرده  اند، وظيفه  ى وارثين ديگر چيست؟

ج. معلوم است كه ورثه نسبت به سهم  الارث خود از تركه حقّ دارند. ولى چنان چه در اين باره اختلافى دارند نياز به مرافعه  ى شرعيّه دارد.

 

اجازه  ى ورثه به تصرّف يكى از ورّاث و ادّعاى سهم

1465. يكى از وارثين، عين منقوله باقى  مانده از ميّت را فروخته و با قيمت آن، زمين مسكونى خريدارى نموده است. وارثين ديگر معامله  ى اوّل را اجازه داده  اند و مدّعى سهمى از زمين مذكور هستند. آيا فضول، مكلّفِ به ردّ سهم آن ها از ثمن معامله  ى اوّل است و يا ساير وارثين با او در ملك شريك مى  باشند؟

ج. اگر وارث ملك را براى خود و برذمّه خريده، آن را مالك شده است و ورثه حقّى در آن ندارند و پول شى ء فروخته شده را در سهم خودشان حقّ دارند.

 

نحوه  ى تقسيم تركه بين برادرزاده  ها و خواهرزاده  ها

1466. شخصى فوت كرد و داراى دو برادر و يك خواهر مى  باشد كه همگى اين ها قبل از وى فوت شده  اند. برادرها و خواهر متوفّى با آن شخص (متوفّى) از يك پدر و مادر بودند. از يك برادر مرحوم او فرزند پسرى و از برادر ديگر مرحوم وى سه فرزند پسرى و يك فرزند دخترى و از خواهر مرحومه  ى وى پنج فرزند پسرى در حال حيات مى  باشند. نحوه ى تقسيم تركه  ى متوفّى بين برادرزاده  ها و خواهرزاده را مرقوم فرماييد؟

ج. در صورت فوت برادر و خواهر پدر و مادرى متوفّى، سهم آن ها به فرزندانشان مى  رسد. بنابراين در فرض مذكور در سؤال سهم برادر مرحوم وى به فرزند او و سهم برادر ديگر مرحوم وى نيز بين فرزندان او، پسر دو برابر دختر تقسيم مى  شود (دختر و پسر مساوى نمى  برند) و سهم خواهر مرحومه  ى وى كه نصف سهم برادر است، بين فرزندان او قسمت مى  شود.

 

نحوه  ى تقسيم ارث با فوت بعضى ورثه

1467. فردى فوت كرده و داراى چند فرزند ذكور و اناث است. بعد از مورّث، اكثر فرزندان نيز از دنيا رفته  اند به جز دو پسر و يك دختر و همسر فرد متوفّى (مورّث). نحوه  ى تقسيم ارث را بيان فرماييد؟

ج. كيفيّت تقسيم ارث در فرض سؤال در رساله مذكور است. بايد هر كدام ملاحظه شود كه در زمان موت، وارثش كيست و تركه  ى فرزند زيد كه بعد از او فوت كرده به علاوه آن چه از زيد ارث برده، به ورثه ى خودش مى  رسد.

 

سهم زوجه از زمين بنياد شهيد

1468. پدر و مادرى كه فرزندشان شهيد شده است، از طرف بنياد شهيد مبلغى پول بين آن ها تقسيم شده است و اموالى از قبيل زمين، فقط به نام پدر شهيد واگذار شده است. اكنون پدر شهيد فوت كرده است براى مادر شهيد چه سهمى از اين اموال مى  باشد؟

ج. اموالى را كه بنياد شهيد به والدين شهيد داده است، بستگى به مقرّرات بنياد در تقسيم و سهميّه  بندى دارد؛ بنابراين اگر بنياد زمين را به هر دو نفر داده است، هر كدام سهميّه دارند و اگر فقط به پدر داده است، زمين متعلّق به پدر است و زن از زمين ارث نمى  برد، ولى از ساير تركه ى زوج هر چه باشد از منقولات يك هشتم و از قيمت اعيان مثل ساختمان و اشجار نيز يك هشتم حقّ دارد، واللّه  العالم.

ارث شوهر و دايى و عمّه  ى پدرى

1469. زنى فوت كرده و شوهر دارد و يك دايى پدر و مادرى و يك عمّه  ى پدرى، آيا دايى عمّه را حاجب مى  شود؟

ج. با وجود دايى پدر و مادرى، عمّه ى پدرى هم ارث مى  برد و در فرض مسأله نصف تركه از شوهر و ثلث براى دايى و بقيّه از آن عمّه است.

 

فرضى از تقسيم ارث

1470. شخصى فوت كرده، تمام تركه  اش سه ميليون و سيصدهزار تومان مى  باشد. وارثين او بدين قرار است:

1) زوجه؛ 2) پسرعمو پنج نفر؛ 3) دخترعمو چهار نفر؛ 4) پسردايى يك نفر؛ 5) دختردايى يك نفر؛ 6) پسرعمه سه نفر؛ 7) دخترخاله يك نفر؛ 8) پسرخاله دو نفر.

ج. در فرض مرقوم همسر مرحوم ربع تركه را مى برد و از زمين و عين بناها و درختان ارث نمى  برد و از قيمت آن ها غير زمين ربع مى  برد و بقيّه  ى تركه بين پسرعموها و دخترعموها و پسرعمّه  ها و پسردايى و دختردايى و پسرخاله  ها و دخترخاله تقسيم مى  شود، به اين نحو كه ثلث مجموع تركه با مراعات شروط ارث بردنِ پدر و مادر آن ها و نيز سهم آن ها به پسردايى و دختردايى و پسرخاله  ها و دخترخاله به صورت مساوى مى  رسد و بقيّه به همين نحو مذكور به بقيّه داده مى  شود، للذّكر ضعف الانثى «براى مردان دو برابر زنان» و اگر غير پدر مادرى هم در فرض سؤال مطرح است، براى توضيح آن به رساله مراجعه شود.

 

مهريّه  ى زن

1471. آيا مهريه  ى زن جزو تركه  ى او است و اگر جزو تركه  ى او است، آيا شوهر مى  تواند به نسبت سهم  الارث خود از آن كم كرده و باقى  مانده  ى مهريه را به ساير ورثه  ى زن (زوجه  ى خود) پرداخت نمايد؟

ج. بله، جزو تركه  ى اوست و شوهر مى  تواند بعد از پرداخت ديون و انجام مورد وصيّت آن كار را بكند.

 

پولى كه زوجه عوض ديه  ى شوهر مى  گيرد

1472. آيا زوجه از پولى كه عوض ديه  ى خون شوهر گرفته، حقّى دارد چه مقدار؟

ج. اگر زوج اولاد ندارد 41، حقّ زن است و اگر اولاد دارد 81، حقّ او است.

 

استيجار از تركه  ى ميّت براى نماز و روزه

1473. آيا ورثه مى  توانند از تركه ى ميّت، شخصى را براى انجام نماز و روزه ى احتياطى ميّت استيجار كنند؟

ج. با اجازه  ى تمام ورثه مانعى ندارد.

 

عدم مانعيّت بخشش در حال حيات از ارث

1474. آيا بخشش در حال حيات مانع از سهم  الارث مى  شود؟

ج. مانع نمى  شود.

 

لباس هايى كه مرد براى زنش گرفته

1475. آيا لباس هاى مختلف و زيورها و امثال اين ها را كه شوهر در حال حيات براى همسرش گرفته، متعلّق به زن است يا مال شوهر است كه بايد بين ورثه تقسيم شود؟

ج. اگر به زن تمليك نكرده است، هر چند به نحو هديه، مال شوهر است.

 

ماهيّت يد ورثه

1476. آيا يد متصرّفين (ورثه) بعد از صدور حكم موت و تقسيم تركه بين آن ها امانى است يا ضمانى؟

ج. بعد از تقسيم تركه ـ به نحو شرعى ـ بين ورثه هر كسى سهم خودش را واجد است و يد غير بر آن بايد با رضايت او باشد، و تقسيم شرعى بعد از تجهيز و دين و وصيّت است و تفريط در انجاز آن ها جايز نيست.

 

فروش اموال به فرزند و فوت وى

1477. اينجانب تمام اموال منقول و غير منقول خود را در مقابل ده هزار تومان به فرزندم فروخته و منتقل نموده بودم، به شرط اين كه تا من زنده  ام، در اختيار خودم باشد، متأسفانه فرزندم قبل از من از دنيا رفته است. آيا اموال به خودم برمى  گردد يا به ورثه  ى فرزندم منتقل مى  شود؟

ج. اموال به ورثه  ى فرزند منتقل مى  شود، ولى با رعايت شرط مزبور.

 

حكم تفنگ

1478. آيا تفنگ هم مثل شمشير به فرزند بزرگ مى  رسد؟

ج. شامل نمى  شود.

1479. در صورتى كه تفنگ بيش از خشاب خود گلوله داشته باشد، آيا باز هم به فرزند پسر بزرگ مى  رسد؟

ج. شامل نمى  شود.

 

حكم سلاح با تعدّد زن و فرزند پسر بزرگ

1480. اگر مردى چند زن داشته باشد كه هر كدام ولد اكبر داشته باشند، اين سلاح به كدام يك از آن ها مى  رسد؟

ج. اگر آن دو پسر از دو زن در يك وقت، متولد شده باشند، بايد لباس، قرآن، انگشتر و شمشير ميّت را به طور مساوى بين خودشان تقسيم كنند.

تكليف اموال كسى كه مفقودالاثر شده

1481. تكليف اموال كسى كه مفقودالاثر گشته، چيست؟

ج. اگر زنده بودنش معلوم نيست و وارث هم دارد، مالش را كنار مى  گذارند و بنابر اظهر تا مدت چهار سال وضعيت او را پيگيرى مى  كنند، سپس مالش را بين ورثه تقسيم مى  كنند، ولى اگر بعدا زنده بودن او معلوم شد، تقسيم مال منتفى مى  شود و احوط صبركردن است تا حصول علم عادى به موت او يا حصول اطمينان در خصوص شخص مفقود.

 

صرف ماترك ميّت براى كارهاى خير بدون وصيّت به ثلث

1482. در جايى كه ميّت وصيّت به ثلث نكرده باشد، آيا ورثه مى  توانند از اصل تركه براى ميّت كارهاى خير و عام  المنفعه انجام دهند؟

ج. با رضايت تمام ورثه، اگر صغير نداشته باشد، مانعى ندارد.

 

حكم امتياز آب و برق و...

1483. در مورد امتياز آب و برق و تلفن و گاز و غير آن ها، حكم چگونه است، منقول است يا غير منقول؟

ج. منقول است و در مورد شك، مصالحه بر قيمت به جاى ارث بردن از عين، موافق احتياط است.

 

ابطال نمودن توافق بر تقسيم ارث

1484. در مورد سهم  الارث، اگر ورثه به نحوى در تقسيم توافق كردند، آيا مى  توانند خلاف توافق عمل نمايند و توافق نامه را ابطال نمايند؟

ج. غير ورثه نمى  تواند و ورثه نيز اگر افراز به مصالحه يا قرعه شده باشد، نمى  توانند و اگر مجرّد توافق باشد، مانعى ندارد در تعيين سهام يا تعديل به اندازه  ى سهمشان مى  توانند.

حكم فرزندان و نوه  هاى ولدالزنا در ارث

1485. ولدالزّنا از ارث محروم است امّا فرزندان زنازاده و نوه  هاى او چه طور، آيا آن ها هم محروم هستند؟

ج. ظاهرا آن ها هم محرومند.

 

اختلاف ورثه و زوجه در دايمى بودن

1486. زن پس از مرگ شوهر ادّعا مى  كند زوجه  ى دايمى او است و ورثه مى  گويند: زوجه انقطاعى است، حكم مسأله را بيان فرماييد؟

ج. بايد زن بيّنه اقامه كند.

 

وضعيت ارث در تلقيح مصنوعى

1487. اگر نطفه مردى را پس از فوت وى بگيرند و با تلقيح مصنوعى به رحم زن منتقل كنند، ولد متولّد شده آيا به مرد ملحق مى  شود؟ آيا از وى ارث مى  برد؟

ج. در حال موت، هنوز انعقاد نطفه و تحقق حمل صورت نگرفته است. اين حمل هر چند در فرزند بودن به آن مرد الحاق مى  شود، ولى از آن مرد ارث نمى  برد، زيرا شرط ارثِ حمل در اين جا موجود نيست، بنابراين كه صرف احراز لحوق منظور نباشد.

 

حكم قبر باارزش بعد از پوسيده شدن بدن

1488. شخصى براى دفن ميّتى قبرى را بخشيده كه در آن دفن شود، پس از گذشت سال ها ـ كه بدن ميّت پوسيده ـ قبر داراى ارزش و قابل فروش است، آيا به ورثه ميّت مى  رسد يا متعلّق به خود بخشنده است؟

ج. ظاهرا به ورثه  ى ميّت مى  رسد، مگر قرينه  اى بر صرف اجازه ى دفن باشد.

كار كردن پسر براى پدر در حال حيات

1489. پسرى ده  ها سال در باغ پدر يا مادرش كار كرده است. آيا پس از وفات آن ها غير از ارث پسرى چيزى به عنوان كاركرد به طور الزامى طلب كار است يا نه؟ و ساير ورثه به طور واجب چيزى اضافه بر ارث بايد به او بدهند؟

ج. اگر قصد تبرّع (مجانى) نداشته است، بايد او را راضى كنند.

 

زحمت هايى كه يكى از ورثه كشيده است

1490. متوفّى داراى سه پسرو يك دختر و زوجه مى  باشد. به جهت صغير بودن دو نفر از فرزندان، ماترك مورّث را تقسيم نكردند. فرزندى كه ده سال داشت به مدّت شانزده سال مجبور شد زندگى را اداره نمايد. اكنون بقيّه  ى ورّاث ادّعاى تقسيمى ماترك پدرى را دارند، در صورت تقسيم، آيا فرزندى كه به مدّت شانزده سال زحمت كشيده است، حقّ اجرت را دارد يا اين كه بايد همانند ساير ورّاث سهم ارث خود را بردارد؟

ج. ماترك بين وارثين تقسيم مى  شود. پسر دو برابر دختر و زن هم حقّ خود را دارد و اگر فرزند به قصد مجانى بودن آن كارها را نكرده، حقّ اجرة المثل كارهايش را دارد.

 

سهم همسر از خانه  ى خراب شده در خيابان

1491. ساختمانى از تركه ميّت به ارث رسيده است كه در جريان خيابان  كشى شهردارى تخريب شده و شهردارى در موقع تخريب، عرصه  ى ساختمان را 5/1 ميليون تومان و قيمت اعيانى را نيم  ميليون تومان تعيين كرده بود؛ عوض آن ساختمان قطعه زمينى را داده است كه قيمت آن سه ميليون تومان ارزش دارد. سهم همسر مورّث را چگونه بايد محاسبه كرد؟

ج. به نسبت اعيان با احتساب بالا رفتن قيمت در آن چه پرداخت شده است.

ارث برى دختر از تمام تركه  ى پدر

1492. آيا دختر از زمين هاى كشاورزى پدر ارث مى  برد؟

ج. دختر نسبت به سهم خودش از تمام تركه  ى پدر ارث مى  برد.

 

عدم ارث برى پدربزرگ با وجود فرزند صغير

1493. با فوت پدر با وجود فرزند صغير، آيا پدر بزرگ مادرى از تركه، ارث مى  برد و اگر حقّى را بر متوفّى ادّعا كند، حكم آن چيست؟

ج. حقّى ندارد و ارث نمى  برد و اگر ادعاى خود را شرعا اثبات نكند، حقّى ندارد.

 

بخشيدن مال به فرزندان و تقسيم اموال باقى مانده

1494. پدرى در زمان حياتش زمينى را با دستخط خود به چهار پسرش بخشيده است و به دخترها چيزى واگذار كرده است. سازمان زمين  شهرى بقيّه  ى زمين را تصاحب نموده كه طبق قانون، حدّ نصابى از آن زمين به مالك داده مى  شود. حال مقدار زمينى كه سازمان زمين  شهرى برمى  گرداند، آيا به عنوان ماترك پدر فقط بين دختران بايد تقسيم شود يا اين كه فرزندان پسر هم از آن مقدار ارث مى  برند؟

ج. قطعاتى كه پدر در زمان حيات خود به پسرها و دخترها بخشيده، اگر به تصرّف آن ها داده باشد، حقّ آن ها است و نسبت به باقى زمين برگشت  شده  اى كه در زمان حيات قبض نشده بود، ميان پسرها و دخترها بر طبق آن چه خداوند فرموده تقسيم مى  گردد.

 

ادّعاى بخشش توسّط فرزند

1495. پدرى با سه فرزندش در مغازه اى ـ كه مال پدر مى  باشد ـ كاسبى مى  كردند. يكى از اين سه پسر با مبلغ صد و بيست هزار تومان زمينى را خريده و به نام خود كرده است و اين پسر پس از فوت پدرش، هنگام تقسيم ارثيّه اظهار مى  كند صد و بيست هزار تومان را پدرم به من بخشيده بود، بدون اين كه بر ادّعايش بيّنه و شاهدى داشته باشد، آيا اين زمين مال اين پسر است يا سهميه  ى همه  ى وارثين مى باشد؟

ج. مدّعى بخشش بايد دعواى خود را به وجه شرعى اثبات كند و در غير اين صورت همه  ى ورثه در مال مورد دعوا شريك هستند و نسبت به زمينى كه با آن خريده شده، اگر به ثمن كلّى و براى خودش خريده، ملك پسر شده است پس وجه پرداختى از تركه است، واللّه  العالم.

 

هبه بدون قبض و اقباض در زمان حيات

1496. شخصى سه دختر داشت. دختر كوچكش بدون اذن پدر ازدواج مى  كند. پدر تمام دارايى خود را بين دو دختر تقسيم مى  كند، آن گاه پدر فوت مى  كند. حصّه  اى كه در حال حيات به يكى از دو دختر داده، بود قبض و اقباض نشده بود و عوضى هم در مقابلش داده نشده بود. اكنون آن دختر ادّعاى حصّه  ى خود را دارد. آيا دعواى او صحيح است؟

ج. اگر حصّه  هاى تقسيم شده را به دخترها نبخشيده يا در صورت بخشش تحويل نداده، هر چند از طريق وكالت و از اسباب ملك مثل مصالحه چيزى واقع نشده، حكم ساير تركه را دارد كه به همه  ى ورثه مى  رسد. بلى اگر پدر در مقام وصيّت چنين كارى كرده، در ثلث تركه نافذ است، واللّه  العالم.

 

تأثير عقوق والدين در حكم ارث

1497. آيا عقوق والدين موجب محروميّت از ارث مى  شود؟

ج. موجب محروميّت نمى  شود، ولى عقوق والدين از گناهان كبيره است.

 

هدايايى كه به عروس و داماد متوفّى داده شده

1498. اگر علاوه بر جهيزيّه كه پدر به دختر خود مى  دهد، ديگران هدايايى به عروس و داماد بدهند و اتّفاقا عروس و داماد در تصادف فوت نمايند، لكن زوج چند ساعت پس از عروس فوت نمايد، حكم اين اموال چيست؟

ج. آن چه معلوم است كه به كدام يك هديه داده شده، ملك او است و از تركه  ى او محسوب است و در موارد شك، احتياط در مصالحه است و چنان چه صغيردارد، مراعات غبطه  ى آن ها نيز بشود.

 

سهم زن از سرقفلى مغازه

1499. ميّت مغازه  اى دارد با بناى نازل، ولى چون درمحلّ مناسب است سرقفلى بالايى دارد. آيا زن او فقط از بناى مغازه ارث مى برد يا در سرقفلى هم سهيم است؟

ج. زن از اعيان، هر چند به لحاظ سرقفلى ارث مى  برد، همان طورى كه از اجاره ارث مى  برد.

 

سهم زن از فروش باغچه

1500. اگر باغچه يك جا به فروش برسد، از بهاى آن چه مقدار به همسر مرحوم مى  رسد؟

ج. از قيمت اعيانى باغچه از قبيل درخت و غيره. (مسأله 2248 رساله.)

 

مطالبه  ى ارث زن توسّط شوهرى كه غايب بوده

1501. مردى زنش را بدون طلاق رها كرده و زن و بچّه  هايش به سختى زندگى را گذرانده  اند. اكنون كه زن وفات كرده، سراغ فرزندان آمده و مطالبه  ى ارث او را مى  كند. آيا چنين حقّى دارد؟

ج. در فرض مسأله، پدر از تركه  ى زوجه خود يك  چهارم ارث مى  برد، ولى اگر نفقات مادر را نداده است، ضامن است و بايد بپردازد و اگر مهريّه هم نداده است، بايد مهريّه را هم بدهد.

طلايى كه مرد براى زن خريده

1502. پدرم هنگام حيات، براى همسرش كه زن پدرم باشد، طلا خريده است ولى نوشته  اى در دست نيست كه دلالت كند اين طلا مال او است و شفاهى هم مطلبى نگفته است. آيا اين طلا كه در دست زن پدرم هست جزو ماترك مى  باشد و در صورت تركه بودن، زن پدرم از آن ارث مى  برد؟

ج. اگر ظهور خريد طلا براى همسر در تمليك به او است، از تركه محسوب نمى  شود.

 

انتقال حقّ تعقيب كيفرى

1503. شخصى به دليل ترك انفاق تحت تعقيب كيفرى قرار مى  گيرد. شاكيه قبل از صدور حكم، فوت مى  نمايد. آيا حقّ تعقيب كيفرى (و به مجازات رساندن مجرم) به ورثه منتقل مى  شود يا خير؟ و به طور كلّى، آيا در تعزيرات حقّ تعقيب كيفرى با فوت به ورثه منتقل مى  شود يا خير؟

ج. اگر ذمّه  ى او مشغول به نفقه باشد، ورثه  ى متوفّى حقّ مطالبه  ى آن را دارند، ولى نسبت به مجازات ديگر حقّى ندارند، چنان چه خود متوفّى و يا حاكم هم چنين حقّى نداشت.

 

معامله فضولى يكى از ورثه در ماترك

1504. يكى از ورثه، سهم خود و ديگران از ورثه را بدون اذن آنان تصرّف مى  كند و بر آن معامله انجام مى  دهد. در صورت فوت تمام آن ورثه (ظالم و مظلوم)، آيا فرزندان مظلومين، حقّ مطالبه از فرزندان ظالم را دارند؟

ج. بلى، و بدون اجازه آن ها، آن معامله نيز باطل است، با فرض اين كه قبلاً از طرف پدران آن ها اجازه يا ردّى صورت نگرفته باشد.

تقدّم ابن عمّ ابوينى بر عمّ ابى و عمّه ابى در ارث برى

1505. در صورتى كه نوبت به ارث برىِ طبقه سوّم برسد، آيا ابن عمّ ابوينى (پدر و مادرى) بر عمّ ابى و عمّه ابى (پدرى) تقدم دارد؟

ج. بلى، زيرا تقدم ابن عمّ ابوينى بر عمّه اولويت دارد از تقدمش بر عمّ، امّا اين تقدّم در مورد بنت عمّ ابوينى نيست، زيرا او در مورد استثنا، اولويتى از ابن عم ابوينى ندارد، لكن محلّ احتياط به مصالحه هست.

 

عدم ارث برى زوجه ميّت از عين و منفعت بنا

1506. ساختمان موروثه  اى را مى  خواهند اجاره دهند، آيا زن ميّت كه از قيمت و ماليّت بنا ارث مى برد، سهمى از اين اجاره دارد يا مى  تواند مانع از اجاره شود؟

ج. ظاهرا تا قيمت به او پرداخت نشده، سهم دارد و يا مى  تواند مانع شود.

 

تقدّم ديون ميّت بر وصيّت

1507. آيا ديون ميّت، هنگام اخراج، بر وصيت او مقدّم مى  باشد؟

ج. بلى، چه ديون حق  اللّه  باشد يا حق  النّاس و وصيت هم بر ارث مقدم است.

 

تصرّف يكى از ورثه در ماترك بدون اذن ديگران

1508. يكى از ورثه بدون اذن ساير وارثين، يك طبقه روى خانه ارثى مى  سازد. پس از اتمام ساخت، تمامى ورثه جز يك نفر به آن راضى مى  شوند. تكليف چيست؟

ج. اگر تصرّف در آن طبقه، چنان كه متعارف است مستلزم تصرف در ملك ورثه است، بايد آن وارث را با مصالحه يا به تقسيم ارث ـ كه سهم او را بدهد ـ راضى كند، وگرنه تصرّف در آن طبقه جايز نيست.

 

چگونگى قرعه در صورت وجود وارثِ مؤنث ميان وارثان مذكّر

1509. ميّتى داراى يك دختر و چهار پسر مى  باشد. تركه وى يك زمين است كه بايد به نه قسمت تقسيم كنند. براى اين كه سهم دختر، بين دو سهم يك پسر نباشد، چگونه قرعه بزنند؟

ج. اوّل سهم دختر را از دوطرف يا وسط ها قرعه بزنند، يعنى قسمت هاى يك و سه و پنج و هفت و نه و سپس براى پسرها قرعه بزنند.

 

حكم جايزه  اى كه به كسى پس از فوتش مى  دهند

1510. حكم جايزه  اى كه به مؤلف كتاب به عنوان كتاب سال، پس از فوتش مى  دهند چيست؟

ج. اين جايزه هم جزو ماترك او است كه به ارث مى  رسد، زيرا سبب كسب اين فايده، پيش از موت بوده است.

 

احكام ارث، محرميّت و زوجيّت در مورد پيوند سرِ فردى به ديگر

1511. اگر علم پزشكى به قدرى رشد كند كه بتوان سر انسانى را به بدن انسان ديگر پيوند زد، آيا از جهت احكام مانند: ارث، محرميّت، زوجيّت و ... ميان شخص پيونددهنده و پيوندگيرنده تفاوت وجود دارد؟

ج. عرفا اين شخص آخرى است، زيرا مغز كه مركز ادراكات است و قلب كه مركز حبّ و بغض است، بايد با هم توأم باشد تا معلومات محفوظ بماند و احكام مشتركه بين آن دو نفر بر اين شخص جارى است. ولى در احكام مختصّه، ظاهرا شخص ثالثى است كه بايد تمام تكاليف و وضعيّات را استيناف كند (دوباره آغاز كند)، مثلاً زنش را پس از عدّه دوباره عقد كند.

 

زمين اصلاحات ارضى كه بعضى مالكان راضى نمى  شود

1512. زمينى از اصلاحات اراضى به شخصى به ارث رسيده است و برخى از مالكين آن نه راضى به فروش مى  شوند و نه اجاره، تكليف چيست؟

ج. بايد سهم آن ها را جدا كند و قسمت آن ها را بدهد.

شرط محروميت از ارث ضمن هبه پدر به فرزند

1513. پدرى ملكى را به فرزندش بخشيده است، به اين شرط كه از ارث محروم شود، آيا اين شرط صحيح است؟

ج. اين شرط فاسد است، ولى چون به منزله  ى وصيت براى ورثه  ى ديگر است، سهم  الارث اين فرزند از ثلث براى ديگران مى  شود و هم چنين اگر زايد را اجازه داده باشد و اگر شرط اين بوده كه بعدا سهم خود از ارث را به ساير ورثه بدهد، صحيح و نافذ است و هم چنين اگر به نحو شرط نتيجه باشد، بنا بر صحّت آن.

 

عدم ارث برى ورثه بهايى

1514. بهايى كه بهايى زاده است، فوت شده و وارث مسلمانى ندارد، آيا ورثه بهايى وى ارث مى  برند؟

ج. ورثه بهايى او ارث نمى  برند، وضعا، ولى تكليفا بايد ملاحظه كنند كه فتنه و مفسده بر آن مترتب نشود.

 

اعتبار قول زن در دخول پس از مرگ شوهر

1515. خانمى به عقد دايم مردى درمى  آيد. مرد پس از چهارده ماه فوت مى  كند. ورثه ديگر، آن خانم را به اين دليل كه مرد مريض بوده و دخول صورت نگرفته است از ارث محروم كرده  اند، زن ادّعاى وقوع دخول را دارد. حكم چيست؟

ج. قول زن پذيرفته است، زيرا دخول از امورى است كه «لايعلم عادةً الاّ من قِبلها» عادتا دانسته نمى  شود، مگر از جانب زن، و اقامه  ى بيّنه بر آن ميسور نيست و فقط زن بايد قسم بخورد.

 

فوت پدر و فرزند و معلوم نبودن زمان فوت

1516. شخصى با فرزند خود هنگام شنا غرق مى  شوند و مشخص نيست پدر پس از فرزند مرده يا با هم مرده  اند. اگر قراين حدسية و امارات ظنيّه مانند قول پزشك به صورت نظريّه و نه شاهد قضيّه، بر تقدّم مرگ فرزند دلالت كند، آيا كفايت مى  كند يا باز هم حكم شكّ جارى است و از هم ارث مى  برند؟

ج. اگر اطمينان  آور باشد، بلى كفايت مى  كند.

 

عدم امكان بازپس  گيرى هبه  ى به فرزند، توسط ديگر ورثه

1517. پدرى در زمان حيات، مقدارى از ملك شخصى خود را در حضور شهود به يكى از فرزندان خود هبه كرده  است. آيا بعد از فوت پدر، وارثين مى  توانند آن مقدار بخشيده شده را بين خود تقسيم يا تبديل به قيمت نموده، پول بگيرند يا آن مقدار مال آن فرزند است كه به او بخشيده شده است؟

ج. اگر هبه صحيح بوده و اقباض شده است، وارثين نمى  توانند مال موهوب را ببرند و بگيرند.

 

تقسيم اموال مشترك بين بچه  هاى كوچك و بزرگ

1518. بين چند وارث اگر تعدادى كبير از يك مادر ـ كه مادرشان در زمان بودن ولىّ، از دنيا رفته است ـ و يك صغير از يك مادر ـ كه در زمان بودن ولىّ، طلاق شرعى داده شده است ـ و دو صغير از يك مادر ـ كه همسر قانونى و شرعى ولىّ بوده است ـ و ولىّ از دنيا رفته، بعد از وفات ولىّ همسرى كه طلاق گرفته بود، قيّم فرزندش شده و تقاضاى تقسيم اموال نموده است و وارثين كبير اجازه تصرف در اموال ندادند و قيّم دو صغير هم اجازه ندادند و دو صغير هم كبير نشده اند تا خود اجازه دهند، آيا مى  شود در اين اموال تصرف نمود؟

ج. اگر احتمال بدهند كه مصلحت در تقسيم باشد، به حاكم شرع مراجعه نمايند و با امر او انجام دهند.

مسأله ارث و خون بها پس از قتل عامل مضاربه

1519. شخص «الف» با شخص «ب» معامله  اى را به صورت مضاربه انجام داده است. سرمايه از «ب» و كار از طرف «الف» بوده، قول و قرار بر اين بوده كه سود يا ضرر معامله به تناسب پنج به دو تقسيم شود. يعنى اگر پانصد هزار تومان ضرر يا سود برده شود، دويست هزار تومان از آن «ب» و الباقى كه سيصد هزار تومان است متعلق به شخص «الف» مى  باشد و ايشان بعد از گرفتن يك ميليون و سيصد هزار تومان از «ب» جهت خريد برنج به شهرستانى مى  رود. متأسفانه در آن ديار به دام اشرار منطقه مى  افتد و نه تنها موجوديش را به سرقت مى  برند، بلكه خودش را هم مى  كشند. بفرماييد:

1) تلف شدن پول چه حكمى دارد؟ آيا «ب» مى  تواند نسبت به سهم مقتول مازاد بر دو پنجم ادّعايى داشته باشد، يا كلّ سرمايه از كيسه «ب» تلف شده است؟

ج. خير، زيرا يد امانى بوده و نمى  تواند ادّعايى داشته باشد، با فرض اين كه قرارداد بر ضرر بوده نه سرقت و تلف.

2) وارث مقتول دو دختر خردسال مى  باشند. آيا مى  توانند نسبت به دو پنجم خون بهاى پدرشان ادّعايى داشته باشند؟ به بيانى ديگر آيا سود و ضرر پنچ به دو شامل خون مقتول هم مى  شود؟

ج. خون بها اگر از قاتلين دريافت شد، متعلّق به ورثه او است و نمى  توانند از شريك در معامله مطالبه كنند و ربطى به معامله ندارد.

 

مصرف ثلث توسط وصى

1520. مرحوم پدرم وصيّت فرمود كه وصىّ او فرزندان پسر مى  باشند و همان طور كه مستحضر مى  باشيد، ثلث زير نظر وصىّ بايد به مصرف شرعيّه برسد. آيا خواهر بنده حق گرفتن ثلث دارد؟ با توجه به اين كه وصىّ راضى نيست كه خواهر ثلث را به هر ميزان بگيرد؟

ج. در صورت وصيت به ثلث، مصرف ثلث بايد به دست وصىّ باشد، متعدّد باشند يا واحد.

 

تصرّف در تركه پيش از اخراج بدهكارى و وصيت

1521. آيا تصرّفات و معاملات ورثه در تركه ميّت پيش از اخراج ديون يا وصيّت او نافذ است؟

ج. وضعا نافذ است، اگرچه تكليفا حرام است. زيرا ورثه مالك آن هستند و اخراج ديون به ذمه آن ها است و اگر با اذن حاكم و مصالحه به ذمّه بگيرند كه در وقت معين بپردازند، تكليفا هم اشكال ندارد.

 

خنثاى مشكل

1522. آيا حكم تقدّم و حاجبيّت ابن عمّ ابوينى (پدرى و مادرى) بر ابن عمّ ابى (پدرى) يا امّى (مادرى) شامل خنثاى مشكل و دخترى ـ كه فرزند عمّ ابوينى است ـ نيز مى  شود؟

ج. همين حكم در حاجبيت خنثاى مشكل و دخترى كه فرزند عمّ ابوينى مى باشد، بنابر احتياط است كه محل مصالحه است.

 

تقدّم خمس بر بدهكارى

1523. شخصى متوفّى، بدهى  هايى مختلف از قبيل خمس و ديون به مردم دارد و اموال ماترك او كفايت بدهكارى او را نمى  كند، آيا اموال به جا مانده  ى او ميان طلبكاران تقسيم به نسبت مى  شود يا ديون اشخاص مقدّم بر سهمين است؟

ج. اگر خمس در مال او است، مقدّم بر ديون است و اگر بر ذمّه  ى او است، حكم ساير ديون را دارد و چنان چه با رضايت تقسيم كنند، احوط است.

ارث بردن از وسايل خانه

1524. آيا زن علاوه بر مهر وى از اثاثيه منزل نيز سهم  الارث مى  برد يا خير؟

ج. بله، ارث مى  برد.

 

ارث بردن برادرزاده  ها

1525. اگر وارث پدر و مادر تنها يك دختر و برادرزاده  هايش باشند، آيا به بردارزاده  ها ارث مى  رسد؟

ج. خير، فقط دختر ارث مى  برد.

 

تصرف در وصيت

1526. تصرف در وصيت (ثلث) پدر چه حكمى دارد؟

ج. جايز نيست.

 

تصرف در ارث توسط فرزند ارشد

1527. آيا فرزند ارشد خانواده حق تصرف در مال ورثه را دارد؟

ج. بدون اجازه  ى ورثه، حق ندارد.

 

امانت پس از مرگ صاحب آن

1528. از دوستم كتابى به عنوان امانت گرفتم، پس از مدتى ايشان به رحمت خدا رفت، آيا ردّ امانت به ورثه لازم است؟

ج. بله، لازم است. (به مسأله  ى 1853 و 1854 رساله رجوع شود.)

 

فرق گذاشتن بين افراد خانواده در ارث

1529. آيا والدين مى  توانند تنها به يكى از فرزندان خود ارث بدهند و آيا اين كار گناهى ندارد؟

ج. نمى  توانند، و ارث بعد از فوت آن ها است و ربطى به آن ها ندارد.

 

تصرف زن در حقوق مستمرى

1530. زنى كه قيّم بچه  هاى يتيم است، آيا مى  تواند در حقوق مستمرى آن ها تصرف كند؟

ج. قيّم شرعى مجاز است در سهم آن ها در حدّ مصلحت آن ها تصرف كند.

 

مورد مصرف ثلث اموال وصيت شده

1531. اگر ميّت ثلث اموال خود را وصيت كرده، ولى موردش را تعيين نكرده در چه راهى مصرف مى  شود؟

ج. در امور خيريه مصرف مى  شود.

 

تقسيم ارث بين افراد خانواده

1532. چگونه ماترك ميّت بين همسر، دو بچه و سه دختر تقسيم مى  شود؟

ج. همسر سهم الارث خود را طبق مسأله  ى 2248 مى  برد و هر يك از فرزندان پسر او دو برابر دختر سهم مى  برد.

 

تصرف در ماترك پدر

1533. آيا جايز است از ما ترك پدرمان جهت مصارف خانواده استفاده كنيم، در صورتى كه عده  اى از ورثه مخالف هستند؟

ج. خير، جايز نيست و ضامن هم هستيد.

 

فروش مال  الارث بدون اجازه  ى وراثين

1534. كسى زمينى را كه از همسرش به او و فرزندانش به ارث رسيده است، بدون اجازه  ى فرزندان خود فروخته است، آيا فرزندان او حقّ به هم زدن معامله مذكور را دارند؟

ج. بله، مى  توانند اجازه ندهند.

 

طلب كردن ارث بيش از سهم خود

1535. آيا دخترى كه از تحصيل محروم بوده است، مى  تواند در تقسيم ارث چيز بيشترى مطالبه كند؟

ج. خير، نمى  تواند.

 

مجازات در مصرف ثلث ميّت

1536. مصرف ثلث ميّت، چه مجازاتى دارد؟

ج. حرام و ضمان  آور است.

 

حق بيمه عمر پس از مرگ

1537. آن چه از سوى اداره بيمه، طبق قرارداد پس از مرگ اشخاص بيمه شده پرداخت مى  شود، آيا جزو ما ترك ميّت محسوب مى  شود يا متعلق به وارثين است و آيا مى  توان ديون و طلب كارى  ها را از آن كم كرد؟

ج. اگر طبق قرارداد مال او را كه در ذمّه آن ها است به او بر مى  گردانند، جزو تركه است و دين و وصيّت از آن اخراج مى  شود؛ اما اگر طبق قرار كارى ـ شبيه بخشش ـ انجام مى  دهند، تابع همان قرارداد خواهد بود كه آن كار نسبت به چه كسى انجام شود.

 

ارث بردن شوهر از ديه سقط جنين

1538. آيا مجرّد اطلاع و رضايت شوهر از سقط جنين كه توسط همسر او انجام شده مانع ارث بردن شوهر از ديه  ى سقط جنين مى  باشد يا نه؟ بلكه بايد به نحوى هر چند به شكل دستور يا ترغيب و تشويق همسر در انجام سقط دخالت داشته باشد؟ و يا غير مباشر محروم از ارث بردن از ديه نمى  شود؟

ج. غير مباشر از ارث محروم نيست، هر چند راضى به سقط هم باشد.

 

هداياى ازدواج پس از مرگ زن

1539. آيا جهيزيه و هدايايى كه بستگان شوهر و ديگران به عنوان هديه براى زوجين آورده  اند، پس از مرگ جزو تركه آن زن است؟

ج. اگر ملك زن بوده، جزو تركه  ى او است.

 

منزل شراكتى كه در آستانه خرابى است

1540. خانه مشاعى است كه قابل استفاده نيست و بعض ورثه حاضر به فروش و خريد آن نيستند و خانه در شرف خرابى است. راهنمايى فرماييد.

ج. بايد از غرض عقلايى آن بعض تحقيق شود و اگر مى  شود، توافق بر تعمير و اجاره  ى آن شود و اگر به هيچ  چيز توافق نشود، حاكم شرع ـ در صورت امكان ـ اجبار بر اجاره مى  كند وگرنه اجبار بر بيع و فروش مى  كند.

 

تصرف در حق فرزند صغير

1541. زنى كه شوهرش كارمند بوده و فوت كرده، مى تواند در حقوق فرزند صغير تصرف بكند و خرج آن ها بكند يا بايد حقوق آن ها را كنار بگذارد؟

ج. اگر قيّم شرعىِ صغار است، مى  تواند اموال آن ها را در مصالح آن ها صرف كند.

RSS

تحلیل آمار سایت و وبلاگ